مهـــارت مدیریت استرس و هیجان ها

آگاهی‌های بیشتر

کتاب

«کمک در مورد هیجانات: مدیریت اضطراب، خشم و افسردگی» عنوان کتابی است که دکتر لین کلارک مؤلف آن است و بازگردان آن به فارسی توسط دکتر رضا رستمی، عضو هیئت علمی دانشگاه تهران، با همراهی علی نیلوفری صورت پذیرفته است. متن کامل ویرایش دوم این کتاب 327 صفحه‌ای را که با اجازة مترجمان در اینترنت قرار داده شده است، از لینک زیر بارگذاری کنید و بخوانید. شعار کتاب، این است:«هیجانات خود را مدیریت کنید، وگرنه آنها شما را مدیریت خواهند کرد!»

پایان نامه و پژوهش

رشد، سايتي است که به صورت رسمي با عنوان شبکة ملي مدارس ايران شناخته مي‌شود. در اين سايت که سال‌هاست هم به صورت اينترانت و هم از طريق اينترنت، در حال ارائه خدمات به مدارس کشور است، با بخش‌هاي خواندني گوناگوني روبه‌رو هستيم که يکي از آن‌ها دانشنامة رشد نام دارد. در اين بخش، اطلاعات مربوط به هر کليد‌واژه، به شکل دانشنامه‌اي ارائه مي‌شود. همان‌طور که مي‌دانيد دانشنامه‌ها، اطلاعات خود را به صورت موجز و مختصر و البته جامع ارائه مي‌کنند. در دانشنامه‌ها، به توضيحات مربوط به هر کليد واژه، يک «مقاله» گفته مي‌شود. به بهانة معرفي مقالة استرس در دانشنامة رشد که در نشاني زير مي‌توانيد آن را بخوانيد، خواستيم به نوعي شما را با سايت رشد (www.roshd.ir) نيز آشنا کنيم.
بررسي مباحث مرتبط با بهداشت روان، به ‌ويژه فشارهاي رواني در منابع اسلامي در سال‌هاي اخير از نگاه کارشناسان داخلي به دور نمانده است. در نشاني زير مي‌توانيد مقاله‌اي از دکتر احمد صادقيان، مدرس حوزه و دانشگاه را به نقل از سايت طب شيعه بخوانيد. هم‌چنين نگاهي به 52 منبع ذکر شده در پايان همين مقاله، که برخي از آن‌ها در تأليف مقاله مورد استفاده قرار گرفته است، خالي از لطف نخواهد بود.

وبسایت و وبلاگ

وب سایت تخصصی ام‌اس سنتر، پایگاه اطلاعاتی جامعی است که در آن علاوه بر کسب اطلاعات گوناگونی راجع به بیماری ام‌اس، می‌توانید مقالات متنوعی را هم دربارة استرس مطالعه کنید.
 

فیلـم آمـوزشـی و کلیپ ها

«روانی»، فیلمی از داریوش فرهنگ، با بازی خسرو شکیبایی، پرویز پرستویی و نیکی کریمی است که در سال 1376 ساخته شده است. در این فیلم، مادر مريم(نیکی کریمی) در جواني از سرطان خون مرده است و مريم كه مثل مادرش- اما تنها به دليل بحران‌هاي عصبي ـ مرتباً خون دماغ مي‌شود، همواره بر اين باور است كه او هم سرطان دارد و چيزي به پايان عمرش نمانده و اين تصور، به خصوص حالا در 28 سالگي (سن مرگ مادرش) به اوج رسيده است. نوري(خسرو شکیبایی)، مرد تنهايي كه سال‌هاست با پيرزني كولي كه او را خاله مي‌نامد، زندگي مي‌كند، از چند سال پيش با ديدن مريم در عكاسي محل كارش، او را زير نظر گرفته و مدام به دنبال فرصتي است كه توجه او را به خود جلب كند. به اين منظور، نوري مدام خاله را به سراغ مريم مي‌فرستد تا در پارك به عنوان فالگير، رسيدن مسافر سفيدپوشي را به او نويد دهد كه داروي شفابخشی را براي مريم به ارمغان خواهد آورد. مريم به اصرار پدر و نامادري خود، با مهندسي به نام امير(پرویز پرستویی) ازدواج مي‌كند؛ اما پس از ازدواج ـ كه بحران‌هاي عصبي تازه‌اي براي مريم به همراه دارد ـ نوري نیز دست از سر او برنمي دارد و سرانجام… 
بهتر است از سرانجام این فیلم صرفاً با تهیة آن خبردار شوید. در این فیلم با انواع فشارهای روانی و چالش‌هایی که ممکن است بر یک خانواده وارد شود، روبرو می‌شویم. داریوش فرهنگ، کارگردان این فیلم، که فیلم به یاد ماندنی دیگری به نام « ‌دو فیلم با یک بلیت » دارد، در نامگذاری این فیلم، به نوعی به استاد مسلم سینمای جهان، آلفرد هیچکاک، ادای احترام کرده و فیلم خود را با تأسی از فیلم هیچکاک، «روانی» نام نهاده است. اگر مشتاق دیدن فیلم‌های معمایی یا به عبارتی پلیسی هستید، فیلم روانی (psycho)آلفرد هیچکاک را که در سال 1960 ساخته شده است و جزو صد فیلم برتر تاریخ سینمای جهان شناخته می‌شود، به دست‌ آورید و ببینید. در این فیلم ابعاد گوناگونی از فشارهای روانی موجود در زندگی انسان‌های جوامع صنعتی، البته با زبان تصویر و بدیع هیچکاک ارائه می‌شود.
گرگ، قطعه شعري است بسيار زيبا از زنده‌ياد استاد فريدون مشيري، که به نوعي به نگراني‌ها و آشفتگي‌هاي روحي- رواني، به‌ويژه اضطرابات درون انسان‌ها که شايد برگرفته از تمايلات نفس هم باشد، اشاره مي‌کند. اين شعر زيبا را به طور کامل در اين‌جا مي‌آوريم.

گفت دانايي که: گرگي خيره‌سر / هست پنهان در نهاد هر بشر!
لاجرم جاري است پيکاري سترگ / روز و شب، مابين اين انسان و گرگ
زور بازو چارۀ اين گرگ نيست / صاحب انديشه داند، چاره چيست
اي بسا انسان رنجور پريش / سخت پيچيده گلوي گرگ خويش
وي بسا زورآفرين، مرد دلير / هست در چنگال گرگ خود اسير
هر که گرگش را دراندازد به خاک / رفته‌رفته مي‌شود انسان پاک
وآن که با گرگش مدارا مي‌کند / خلق و خوي گرگ پيدا مي‌کند
در جواني جان گرگت را بگير! / واي اگر اين گرگ گردد با تو پير
روز پيري، گر که باشي هم‌چو شير / ناتواني در مصاف گرگ پير
مردمان گر يکدگر را مي‌درند / گرگ‌هاشان رهنما و رهبرند
اين‌که انسان هست، اين‌سان دردمند / گرگ‌ها فرمانروايي مي‌کنند
وآن ستمکاران که با هم محرم‌اند / گرگ‌هاشان آشنايان هم‌اند
گرگ‌ها همراه و انسان‌ها غريب / با که بايد گفت اين حال عجيب؟

با اين حال اگر براي شنيدن اين شعر با صداي استاد فريدون مشيري تمايل داريد، مي‌توانيد از نشاني زير، ويدئويي تقريباً 3 دقيقه‌اي را در رايانة خود بارگذاري کنيد و بشنويد:
بستن